Zarrebin - تحریم ایران و پیروزی مریم

 

تحریم ایران و پیروزی مریم ( 1 )

     شورای امنیت سازمان ملل متحد در یک اقدام نافرم ، قطعنامه تحریم رو بالاخره صادر کرد تا ثابت کنه که بعله ! در این دنیای متمدن عدالتی هم هست و کارها همچی بی حساب کتاب پیش نمیره ؟! نخست وزیر محبوب اسرائیل ! از دهنش پریده که ما بمب هسته ای داریم ، هندوستان و پاکستان از دستشون در رفت که سلاح هسته ای خودشونو امتحان کردند . اما ایران ( با این همه بازرسی چپ و راست ) یه وقت نمیگین زبونم لال صد سال دیگه ممکنه این تکنولوژی رو پیدا بکنه و گوش شیطون کر و چشم بخیل کور ، دور از چشم دوربینا و بازرسا هوس ساختن بمب به سرش بزنه اونوقت دنیا باید چه خاکی به سرش بریزه که واسه ریزش موهاش خیلی هم ضرر نداشته باشه ؟!

   اما یه سئوال : گیرم که بقول سازمان اطلاعاتی آمریکا ، ایران پنج سال دیگه هم بتونه یه بمب اتم بسازه . هیچ فکر کردین با این کمربند سفت و سخت جیره خوارای آمریکا که تو منطقه دور ایران پیچیدین میخواد با این بمب به کجا حمله کنه که حالا همه مشکلات دنیا رو ول کردینو چسبیدین به این یه قلم کالا ؟!

   ته این قضیه که کاملاً مشخصه ، اونا نمی خوان کشوری که زیر بلیطشون نیست به یه تکنولوژی پیشرفته دسترسی داشته باشه . فقط همین . چرا ؟ چون منافع اونا به خطر میافته . آخه تا موقعی که میشه چاه های نفت منطقه رو با قیمتی کمتر از آب رودخونه مکید و برد و چاپید ( این راس راسی معنی چاپیدنه نه چاپ کردن ؟! ) کشورای منطقه رو چه به هوس انرژی هسته ای !؟ انرژی هسته ای فقط مال از ما بهترونه نه مال جهان سومیا .

تا اینجای صحنه بنظر میزسه که نبرد منافع توجیه پذیره . ایران دنبال منافع خودش و دسترسی به انرژی های مطمئن دیگه اس و غربی ها هم دنبال تأمین منافع خودشون . ولی این وسط عکس العمل های مجاهدین خلق واقعاً تو قوطی هیچ عطاری یافت نمیشه . کدوم عکس العمل رو میگم ؟ خوب پس خبرو بخونو حالشو ببر ... ؟!

   فکر می کنم جوهر قطعنامه خشک نشده بود که سایتهای مجاهدین ذوق زده به شور و شعف و لهو و لعب ! پرداختند و این پیروزی شگرف ! رو به هم تبریک گفتند . من نمی دونم مجاهدین از اینکه ایران تو لیست تحریم بره و زمینه حمله نظامی به کشور فراهم بشه چه جوری خوش به حالشون میشه .

    از طرف دیگه یه کسانی این پیروزی رو به خانوم خانوما مریم تبریک گفتن که تو شرایط عادی هم آدم از بردن اسم اونا شرمنده میشه چه برسه به حالا که دندونای تیزشون مثه کرکس و کفتار زده بیرون و از شوق از بین رفتن ایران تو پوست خودشون نمی گنجن . این بابا ذره بین من تعریف میکنه میگه اون موقعی هم که تو عراق بودم دل خوشی از عراقیا نداشتم . چرا ؟ چون اونا فکر میکردن که آقا و سید ما هستند و ما برده و نوکر اونا . همون موقع هم خصلت ضد ایرانی اون بعثی ها از سروگوششون آویزون بود ولی ما بدلیل حضور سازمان در عراق و توجیهات سازمان مجبور بودیم که اونارو تحمل کنیم و موقعی که از سازمان جدا شدم تازه متوجه شدم که گربه به خاطر رضای خدا موش نمی گیره ؟! اگه اونا سیل دینار ، اسلحه ، مهمات و توپ و تانکو بطرف ما سرازیر کرده بودن دلیلش این نبود که عاشق چشم و ابروی کت و کلفت ما بودن ، بلکه می خواستن کاری رو که خودشون تا زانو توش مونده بودن بدست ما رفع و رجوع کنن .

    حالا همون جماعت متعصب که بوی کباب به دماغشون رسیده از خوشحالی ، این پیروزی رو به آبجی مریمشون تبریک میگن . جالب اینه که تا حالا فقط سه فروند عراقی این کار زشتو با خواهر مریم انجام دادن ؟! ( فکر ناجور نکن منظورم صدور پیام تبریکه )

1-    دکتر عدنان دلیمی – دبیر کل کنگره اهل عراق ( وااای از این ابهت ، کی بره این همه راهو )

2-  شیخ خلف العلیان – دبیـر کل شـورای گفتگوی ملی و از رهبــران جبهه تـوافق عراق ( سمت رو صفا کردی ؟ جون گل پسر عشق کردی )

3-  رضا الرضا – دبیر کل موسسه شیعیان جعفری عراق ( این آخری هم واسه این بود که خدای نکرده نگید سازمان مجاهدین از مکتب ضد امپریالیستی تشیع عدول کرده و سنی مذهب شدن نه بابا همون التقاطی که بوده هستش  )

   آخر مطلب حیفم اومد که افاضات رئیس جمهور مادام مریم ببخشین مادام العمر حسرت به دل رو واستون نچاپم . " خانم رجوی از قطعنامه شورای امنیت استقبال و خواستار تحریمهای همه جانبه علیه رژیم آخوندی شد . " ( سایت مجاهدین ) آخی حیونکی فکر کرده الآن آمریکا یه قطعنامه میده ، فردا لشکر شکست خورده شو از عراق جمع میکنه میره ایران ، پس فردا مهران رو آزاد میکنه ، دو روز بعدش که نمیدونم چی چی فردا !؟ میشه تهران رو آزاد میکنه بعدش صدا میزنه مریم خانم یه نوک پا تشریف بیارین میدون آزادی کلید طلایی تهرون رو بگیرین که ما کار داریم و میخوایم واسه تعطیلات کریسمس برگردیم آمریکا . یاد حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی به خیر که ظاهراً در وصف حال امروز شما اینچنین سروده :

    چــو طی شد نبـرد و شد انجام کار                       بگشت آفتاب و فـرو شد غبار

    ببنـــدش سـراپا تــو او را بــه بنـــــد                      دو کتفش کن انـدر دوال کمند

    چو بستیش هم دست و هم بازوان                      دهیـدش به دست من پهلوان

  

ادامه دارد

گل پسر

 ا

 

273 بار بازديد از تاريخ 04/10/85