Zarrebin - از عراق تا سیسیلیا - 01

 

از عراق تا سیسیلیا   

قسمت اول  

جراید : نیکلاس سارکوزی و همسرش سیسیلیا از هم جدا شدند .

فرانسه ، مخفیگاه مریم رجوی ، 20 اکتبر 2007

مریم : سهیلا جون اون شماره ای رو که بهت دادم بگیر .

سهیلا : راستی خواهر مریم نگفتی این شماره مربوط به کیه ؟

مریم : مربوط به زن آقای رئیس جمهوره !

سهیلا : شماره این ضعیفه سیسیلیاست ؟

خاک بر سرت ، تو که زنی و همردیف خودمونی اینجوری میگی ، دیگه از نرینه وحشی چه انتظاری میره !

سهیلا : خـواهـر آخه اون ، یه مـورد ناجـور داره . نمی شه خودت شماره شو بگیری ؟

مریم : آخه احمق جون من ناسلامتی رئیس جمهور برگزیده شورام .

سهیلا : آره میدونم رئیس جمهور در تبعید !؟

مریم : خیلی خوب ، همینو بگو . زنگ بزن بگو یکی از روسای جمهور در تبعید وقت قبلی داره و میخواد باهاتون صحبت کنه .

سهیلا : حالا این شماره خودشه یا دفترشه ؟ نکنه باید با منشی اون صحبت کنم ؟

مریم : این شماره موبایلشه ، بگیر دیگه داره دیر میشه .

سهیلا : چشم ، گرفتم ، اینم آخرین شماره ، 3 بود دیگه نه ؟

مریم :  آره 3 بود .

سهیلا : الو خانم سیسیلیا ؟

سیسیلیا : بله شما هست ایقانی ؟ ( ایرانی به لهجه فرانسوی )

سهیلا : بله من ایقانی ام . شما خواهر مریم ما رو میشناسین ؟

سیسیلیا : مقیم ( مق یم ) ؟

سهیلا : آره به زبون شما میشه مق یم !؟

مریم : چی داری واسه خودت بلغور میکنی ؟ زیاد لفتش نده . زود گوشی رو بده به من .

سهیلا : صبر کن خواهر ، دارم راس راسی با خانم یه رئیس جمهور صحبت میکنم . نمیدونی چه کیفی داره ! اقلاً بذارین شما رو معرفی کنم تا یه کم از حسرت بدلی درام .

مریم : آره بگو ، منو خیلی بزرگ نشون بده .

سهیلا : خانم سیسیلیا ، مریم یکی از رئیس جمهورهای در تبعیده که الآن توی کشور شماست . البته رئیس جمهوری نبوده که تبعید بشه بلکه توی تبعید رئیس جمهور شده !

سیسیلیا : همونی که همیشه دمونستراسیون قاه ( راه ) میندازه ؟ اون که هست کیلی بد نام .

سهیلا : نه خانوم ، اینا حرفهای اضداده ، شما دیگه چرا ؟

سیسیلیا : من دیگه چقا ؟ یعنی چی چقا ؟

مریم : بده من گوشی رو . اگه میدونستم اینجوری آبروریزی میکنی از همون اولش خودم حرف میزدم . الو ... من مق یم هستم .

سیسیلیا : اوه چه خوب شما توانست فقانسه صحبت کقد !؟ چی میخواست گفت شما ؟

مریم : مقسی مادام ، من فقانسه را با لهجه پاقیسی غلیظ صحبت میکنم . میخواستم بگم خوب انقلاب منو سمت و سو دادی ها ناقلا !؟ وقتی شنیدم از شوهرت طلاق گرفتی نمیدونی چقدر خوشحال شدم . اگه بخوای میتونم کمکت کنم تا انقلابت رو بیرونی کنی ، منظورم اینه که همگانی اش کنی .

سیسیلیا : انقلاب ؟ اما از انقلاب کبیق فقانسه اوضاع بدتق شد .

مریم : نه بابا ، انقلاب درونی رو میگم . مثه همین حالا که تو رابطه ای با نیکلاس نداری ، یعنی با هیچ مردی نداری ؟!

سیسیلیا : اما من با قیچاقد ( ریچارد ) قابطه داقم . تازه این پوش قضیه است . من هنوز هم با شوهق قبلی ام قابطه داقم .

مریم : میدونم . عین خود من . من هم با مهدی شوهر قبلیم رابطه دارم . اما مردم که اینو نمیدونن . الان همه رسانه ها گفتن تو از نیکلاس جدا شدی این جای تبریک داره ! میدونی که خانواده کانون فساده !؟ اما منظورم اینه که من و تو میتونیم خطمونو پیش ببریم .

سیسیلیا : با هم ؟ اصلاً ؟! شما خیلی هست بدنام . شما هست توی لیست تقوقیستی ! شما آبقوی منو بقدید !

مریم : کی ؟ کجا ؟

سیسیلیا : با خودسوزی بقای تو ( برای تو ) .

مریم : اتفاقاً این به نفع توئه . تو که نمیخوای خودسوزی کنی . بقیه میخوان به خاطر تو این کارو بکنن . اگه بخوای میتونم یه لیست برات تنظیم کنم که هر روز دو سه نفر جلوی کاخ اون شوهر ورپریدت خودشونو آتیش بزنن . تو دست من پر از این آدماس . اما این کار یه شرط داره !

سیسیلیا : چه شقطی ؟

مریم : فقط کافیه حرفهای قبلی منو تایید کنی . یعنی بگی مردها نرینه وحشی دارن . بگو زنها تحت ستم مضاعف قرار گرفتن و تنها ، راه حل سوم مریم راهگشاست ! نه ببخشید این قسمت آخر ربطی به موضوع نداشت .

اگه هر چی رو من میگم عیناً تکرار کنی ، اونوقت میتونی هم با نیکلاس رابطه داشته باشی ، هم با ریچارد ، هم با هر مرد دیگه ای که خواستی ، بدون این که بخوای قبلی رو قلم بگیری و بدون اینکه روزنامه ها بخوان علیه تو چیزی بگن . آخه تو اون موقع یک لیدر محسوب میشی و هر کاری بکنی آزادی ؟!

                                                                                                

 

 

267 بار بازديد از تاريخ 29/07/86