سهیلا : چشم ،
گرفتم ، اینم آخرین شماره ، 3 بود دیگه نه ؟
مریم : آره 3
بود .
سهیلا : الو
خانم سیسیلیا ؟
سیسیلیا : بله
شما هست ایقانی ؟ ( ایرانی به لهجه فرانسوی )
سهیلا : بله
من ایقانی ام . شما خواهر مریم ما رو میشناسین ؟
سیسیلیا :
مقیم ( مق یم ) ؟
سهیلا : آره
به زبون شما میشه مق یم !؟
مریم : چی
داری واسه خودت بلغور میکنی ؟ زیاد لفتش نده . زود گوشی رو بده به من .
سهیلا : صبر
کن خواهر ، دارم راس راسی با خانم یه رئیس جمهور صحبت میکنم . نمیدونی چه کیفی
داره ! اقلاً بذارین شما
رو معرفی کنم تا یه کم از حسرت بدلی درام .
مریم : آره
بگو ، منو خیلی بزرگ نشون بده .
سهیلا : خانم
سیسیلیا ، مریم یکی از رئیس جمهورهای در تبعیده که الآن توی کشور شماست . البته
رئیس جمهوری نبوده که تبعید بشه بلکه توی تبعید رئیس جمهور شده !
سیسیلیا :
همونی که همیشه دمونستراسیون قاه ( راه ) میندازه ؟ اون که هست کیلی بد نام .
مریم : مقسی
مادام ، من فقانسه را با لهجه پاقیسی غلیظ صحبت میکنم . میخواستم بگم خوب
انقلاب منو سمت و سو دادی ها ناقلا !؟ وقتی شنیدم از شوهرت طلاق گرفتی نمیدونی
چقدر خوشحال شدم . اگه بخوای میتونم کمکت کنم تا انقلابت رو بیرونی کنی ،
منظورم اینه که همگانی اش کنی .
سیسیلیا :
انقلاب ؟ اما از انقلاب کبیق فقانسه اوضاع بدتق شد .
مریم : نه بابا ،
انقلاب درونی رو میگم . مثه همین حالا که تو رابطه ای با نیکلاس نداری ، یعنی با
هیچ مردی نداری ؟!
سیسیلیا : اما
من با قیچاقد ( ریچارد ) قابطه داقم . تازه این پوش قضیه است . من هنوز هم با شوهق قبلی ام
قابطه داقم .
مریم : میدونم
. عین خود من . من هم با مهدی شوهر قبلیم رابطه دارم . اما مردم که اینو نمیدونن
. الان همه رسانه ها گفتن تو از نیکلاس جدا شدی این جای تبریک داره ! میدونی که
خانواده کانون فساده !؟ اما منظورم اینه که من و تو میتونیم خطمونو پیش ببریم .
مریم :
اتفاقاً این به نفع توئه . تو که نمیخوای خودسوزی کنی . بقیه میخوان به خاطر
تو این کارو بکنن . اگه بخوای میتونم یه لیست برات تنظیم کنم که هر روز دو سه
نفر جلوی کاخ اون شوهر ورپریدت خودشونو آتیش بزنن . تو دست من پر از این آدماس
. اما این کار یه شرط داره !
سیسیلیا : چه
شقطی ؟
مریم : فقط
کافیه حرفهای قبلی منو تایید کنی . یعنی بگی مردها نرینه وحشی دارن . بگو زنها
تحت ستم مضاعف قرار گرفتن و تنها ، راه حل سوم مریم راهگشاست ! نه ببخشید این
قسمت آخر ربطی به موضوع نداشت .
اگه هر چی رو
من میگم عیناً تکرار کنی ، اونوقت میتونی هم با نیکلاس رابطه داشته باشی ، هم با
ریچارد ، هم با هر مرد دیگه ای که خواستی ، بدون این که بخوای قبلی رو قلم بگیری
و بدون اینکه روزنامه ها بخوان علیه تو چیزی بگن . آخه تو اون موقع یک لیدر
محسوب میشی و هر کاری بکنی آزادی ؟!