دادگاهی محلی
در حومه لوگزامبورگ در پی تقاضای سازمان مجاهدین خلق حکم لغو توقیف دارایی های
سازمان مجاهدین را صادر نمود . در این حکم اذعان شده که این یک حکم اولیه است و
ظرف دو ماه قابل فرجام خواهی است .
چهارشنبه 13 دسامبر 2006 – 22 آذر 85
مسعود رجوی
رئیس فرقه تروریستی مجاهدین پس از حدود چهار سال اختفا به بهانه صدور حکم اولیه
دادگاه لوگزامبورگ پیام تبریکی صادر کرده و خروج سازمان از لیست سیاه تروریستی
را تبریک گفت .
یکشنبه 24 دسامبر 2006 – سوم دیماه 85
دو هفته پس از
صدور حکم دادگاه محلی لوگزامبورگ ، مسعود رجوی دومین پیام خود را به مناسبت
خروج از لیست سیاه تروریستی صادر نمود . این پیام بسیار مفصل تر از پیام قبلی
بود و نکته مهم آن التماس جهت خارج کردن مجاهدین از لیست سیاه تروریستی بود ؟!
یکشنبه 25 مارس 2007 – 5 فروردین 86
دو ماه و یک
روز پس از پیام قبلی ، مسعود رجوی به مناسبت صدور قطعنامه ضد ایرانی شورای
امنیت سازمان ملل متحد پیام تبریکی صادر نمود . مهمترین نکته این پیام خبر از
ضرب سکه توسط شاه مسعود اول بود . کارشناسان اقتصادی سکه جدید را با واحد نیم
سرنگونی وارد بازار بورس آمریکای دور کردند و معتقدند که سبب بی رونق بازار
بورس آمریکا خواهد شد .
سه شنبه 2 آپریل 2007 – 13 فرودین 86
هشت روز پس از
پیام قبلی ، مسعود رجوی این بار پیام محرمانه ای خطاب به همسر سومش مریم قجر
عضدانلو ارسال کرد . این پیام که توسط پیک مخصوص امپراتور کائوچیو به حومه
پاریس رسیده بود توسط خواهر مریم رمز گشایی و مرئی شد . در ابتدای نامه نوشته
شده بود.
" عزیزم از
این که پول جهت الصاق تمبر به نامه نداشتم معذرت خواهی می نمایم . خواهشمندم فی
الحال مبلغ یک اشرفی و دو نیم مریمی بابت حق الزحمه پیک نقداً به ایشان پرداخت
نموده و از وی رسید دریافت نمایید .
باتشکر
همسرت سلطان مسعود اول "
مریم که از
دریافت این پیام مکتوم یا مکتوب ذوق زده شده بود پس از صدور چک در وجه پیک
مخصوص بلافاصله به محل امنی رفته و با گذاشتن نامه روی زمین از روی آن می پرید
و می گفت : " نحسی تو از من پیسی من .... " ببخشین همکارانم اشاره می کنند که
این قسمت با خبر مراسم چهارشنبه سوری اشتباه شده بود .
بله مریم خانم
مشغول مطالعه دست نویس همسرش شد . در این نامه مطالب مهمی نوشته شده که مابقی
واقعیت را با هم می خوانیم و اما متن نامه :
" مریم جان
نمی دانی در این مدت به من چه گذشت . به قول اشرف ربیعی " و جهان خبر دار نشد
که در این چند ماهه بر ما چه گذشت . " ببخشید از این که دوباره از اشرف پیش تو
نام بردم .
آری ، در این
بی پولی و از دست دادن اسپانسر دست و دل بازم جناب سیدالرئیس ، کلی خرج کردم ،
چندین هزار وکیل اجیر کردم ، چه شام هایی که ندادیم ، دم چه لابی هایی را که
چرب نکردم ، البته منظورم سبیل آن ها بود ، تا دست آخر توانستیم از طریق یک
دادگاه اولیه محلی در حومه شهر لوگزامبورگ اقدام کنیم .
آن بیچاره ها
هم فقط در یک حکم اولیه توانستند صحبت از آزادی اموالمان کنند که البته
بلافاصله توسط چند کشور اتحادیه اروپا به همین مینیمم هم خدشه وارد شد . ولی
همین حکم دستاویز و بامبولی شد که من بتوانم مقدمات بازگشت خودم را فراهم کنم .
من به شدت به این جو سازی نیاز داشتم چرا که من رهبر عقیدتی مجاهدینم و برای
آنها افت دارد که مانند رهبران و انسان های عادی بدون زمینه و مقدمه پیام بدهیم
و به صورت یک هو از سوراخ بیرون بجهیم .
القصه ، سقوط
سید الرئیس ، مخفی شدن من و کنار گذاشته شدن از مسئولیت های اجرائی باعث شد تا
اوقات فراغتی دست دهد و من نه یک بار بلکه چندین بار گذشته های خودم و سازمان
را مجدداً مرور نمایم .
باید اعتراف
کنم که ما حقیقتاً از گردونه زمانه بسیار عقب افتاده ایم ما با محصور کردن خود
و سازمانمان در اشرف تبدیل به یک فرقه شده ایم و گذشت زمان را درک نمی نمائیم .
اعدام ، فاز نظامی ، تشکیل ارتش آزادی بخش ، اعزام تیم به داخل کشور و ... کلاً
مقوله های تاریخ مصرف گذشته ای بیش نیستند متعلق به دوران جنگ سرد .
تعجب نکن ،
دنیای امروز ، دنیای جدیدی است . در این چهار سال بارها استراتژی آمریکا در
خصوص حمله به عراق و قبلاً نیز حمله به کویت را مرور کردم . نکته ظریفی که در
پس این همه جنگ و خونریزی نهفته است شکل و لعاب حملات آمریکاست .
مریم جان دیگر
امروزه کسی از کشور گشایی و فتح دروازه ها سخن نمی راند. امروزه گسترش دموکراسی
، دادن حق به حقدار ، نجات ملت ها و ... پوش همان کشور گشایی های قدیم است و ما
به عنوان یک نسل پیشتاز باید که از این درس سرمشق زندگی و مبارزه بگیریم . در
غیر این صورت محکوم به حضور در لیست سیاه تروریستی هستیم تا آخر عمر .