Zarrebin - زنبورهای دلتا _ 10

 

زنبورهای دلتا

قسمت دهم

   تنها زنبورهائی که مطالعه آزاد داشتند شازو و تاجو بودند . بقیه فقط حق داشتند حرفهای این دو را ثابت کنند و دست نوشته های این دو را بخوانند .

   مناسبات سکتاریستی درون دلتاها ( 2 و 1 ) تقریباً یکی بود یعنی خفقان در هر دو کندو دیده و لمس می شد از اینرو آنها دچار مسائل فرقه ای شده بودند . اما تشکیلاتی که درون دلتاها رایج بود به شدت از این کلمه دوری میکرد و خود را آزادی بخش می خواند . آنها خود را یک سازمان می دیدند و احساس پیچیدگی میکردند .

   خود را از زنبـورهای دیگر جـدا می دیدنـد . تافته ای جدا بافته . همه را ابله می دیدند چون می گفتند کسی که ایدئولوژی شازو تاجو را نشناسد و درون مناسبات کندو قرار نگیرد ، نادان از دنیا می رود .

  در تمامی روزها برای لحظه ای هم که شده شازو به دیدن تاجو میرفت و دوباره باز می گشت . بعضی اوقات هم 2 تا 3 روز با وی می ماند و خط و خطوط جدید را رقم میزدند . این می برید به او می داد او هم می برید و به این .گوئی بدون یکدیگر نمی توانستند نفس بکشند .

    قرار بر این شد که تاجو بیشتر انرژی خود را بروی تخم های ماده بگذارد چون زنبورهای ماده در آن مقطع برایشان می توانست راهگشا باشد . مگر آنها چه احساس خطری می کردند و خود را پشت چه تضادی می دیدند که این امر برایشان حیاتی شده بود ؟

     پس بهتر است با هم به درون مغز شازو تاجو برویم تا ببینیم از دید آنها بقیه چگونه اند و پشت چه تضادی گیر کرده اند که حقیقت را از همگان پنهان میکنند و در خفا به این نتیجه میرسند .

    شازو تمایل  شدیدی به حرفهای ملکه داشت ، برای او ملکه اصلی و قلابی نداشت چون خود ، ملکه را به آن مقام رسانده بود و بقیه را مجبور کرده بود از او  اطاعت کنند . این دو به هم احساس نیاز می کردند ، چیزی که بر زنبورهای دیگر حرام شده بود .

   از طرفی گفتیم زنبورها در قبال کاری که می کردند مسئول بودند و باید به خود انتقاد می کردند . نشستهای انتقادی در تجمع های 5 تا 7 نفره برگزار می شد . زنبوری که به خود انتقاد می کرد از بقیه ناسزا می شنید . این ناسزاها را نیش می گفتند و اعتقاد داشتند اگر زنبوری نیش نخورد ( ناسزا نشنود ) نمی تواند تغییر کند و در راستای شازو و تاجو قرار گیرد .

   پس فحش و ناسزاگوئی در اینگونه نشستها که شبانه برگزار می شد امری عادی که بود هیچ ، باید حتماً انجام می شد . این یکی از قوانین دگم مناسبات سکتاریستی درون دلتا بود . و اما اینکه چگونه این حرکت را توجیه می کردند جالب تر است .

   آنها اعتقاد داشتند زنبوریت ( منیت ) و نرینه وحشی درون هر زنبور باید سرکوب شود تا زنبوری انقلابی شود و یک پیشگام انقلابی ترین فرد به حساب می آید . به تعبیری چپ هر چپی یا بهتر است بگوئیم چپ ترین چپها . چون آنها خود را نوک پیکان تکامل می دیدند .

 

ادامه دارد ....

  

قسمت یازدهم 

 

قسمت نهم 

                                                                                                  

 

190 بار بازديد از تاريخ 21/03/88