Zarrebin - زنبورهای دلتا _ 09

 

زنبورهای دلتا

قسمت نهم

  از اینرو چون امکان داشت که هر زنبور با دیگری محفل بزند اجتماع کمتر از سه زنبور منع شده بود – زنبور سوم تضمین دو زنبور دیگر می شد – چرا ؟ چون محفل را خطرناک می پنداشتند و باز چرا ؟ چون در اینگونه مناسبات دو نفره ، امکان داشت حرفی از رهبری زده شود . ( منظور خطائی از خطاهای شازوست . )

   این گروه سوم درون مناسبات بود . گروهی که دو نفره ، دو نفره ، زیرآب رهبری را می زدند و نخ وصل خود را به رهبری قطع می دیدند و به نوعی اصلاً ایدئولوژی شازو را نمی پذیرفتند . از نظر سیاسی هم قبولش نداشتند .

 سیاست شازو که استراتژی او را رقم زده بود تنها به یک چیز اندیشیدن بود ، قدرت مطلقه . و رهائی زنبورهای دیگر از استثمار بهانه ای بیش نبود . تمایلات درونی شازو که هدفش تنها رسیدن به استراتژی مذکور ( قدرت مطلقه ) بود ،  ایجاب میکرد که برای رسیدن به این هدف ، هر تاکتیکی که میخواهد به کار برد و به قول ناپلئون " برای رسیدن به هدف خود از هیچ چیز دریغ مکن . "

   بنابر این هر دروغی می گفت و پیروزی را نزدیکتر از نزدیک وعده میداد . وعده شازو دلخوشی همگان بود و رسیدن به کعبه آمال و آرزوئی که شازو از آن دم میزد آرزوی تک تک زنبورها به حساب می آمد . کندوئی بی طبقه ، عاری از هر گونه استثمار . باغ سبزی که در آن کمترین بدی نباشد . کلونی یکدست و واحد زنبورها . یگانه در جهت تکامل . نوک پیکان تکامل .

   جائیکه هر زنبور می تواند در لحظه به تمامی خواسته هایش برسد ، تمامی تمایلات زنبوری فردی خود . اما در مناسبات کندو ، آنها یاد گرفته بودند که از تمامی خواسته های خویش بگذرند و با تمایلات فردی خود نروند ( در ذهن نروند ) و هیچگاه به چنین آینده ای دلخوش نباشند چون آنها پیشگام دیگر زنبورها هستند و یک پیشگام نباید به فکر تمایلات فردی خود باشد . شازو می گفت : " تمایلات زنبوری ته نداشته و همچنان ادامه دارد . "

   زنبورها این دلخوشی را به عنوان هدف نهائی می دیدند و در واقع پیروزی نهائی . چون هدف آنها از روز اول نابودی زنبورهای دیگر بود و یکی از علتهائی که باعث شده بود به راحتی یک زنبور ناراضی را درون خود بُکشند همین بود که نابودگرند . ایدئولوژی آنها یک پایش به روی نابودگری ساخته شده بود .

    شازو قضیه پائولوف و سگش را در جائی خوانده بود از اینرو همه را شرطی کرده بود . شرطی شدن افراد یکی از چیزهائی بود که شازو را ارضاء میکرد .  تنها زنبورهائی که مطالعه آزاد داشتند شازو و تاجو بودند . بقیه فقط حق داشتند حرفهای این دو را ثابت کنند و دست نوشته های این دو را بخوانند .

   مناسبات سکتاریستی درون دلتاها ( 2 و 1 ) تقریباً یکی بود یعنی خفقان در هر دو کندو دیده و لمس می شد از اینرو آنها دچار مسائل فرقه ای شده بودند . اما تشکیلاتی که درون دلتاها رایج بود به شدت از این کلمه دوری میکرد و خود را آزادی بخش می خواند . آنها خود را یک سازمان می دیدند و احساس پیچیدگی میکردند .

 

ادامه دارد ....

  

قسمت دهم 

 

قسمت هشتم 

                                                                                                  

 

177 بار بازديد از تاريخ 29/02/88