Zarrebin - زنبورهای دلتا _ 08

 

زنبورهای دلتا

قسمت هشتم

   گاهی اوقات زنبوری پیدا می شد که نمی توانست زیر یوغ چنین حرکتی رود و نیمچه اعتراضی میکرد ، آن لحظه ، لحظه مرگ زنبور با نیش دیگر زنبورهای دلتا فرا رسیده بود . این شانتاژها باعث شده بود که اکثریت به راحتی بتوانند در راستای اهداف شازو بچرخانند . چرخاندن به معنای تغییر دادن خود و قرار گرفتن در جائی است که رهبری میخواهد .

   اقلیت هم که مهم نبود و فقط کافی بود از ترس وانمود کنند چرخانده اند . فرمالیستی رعایت کردن هر آنچه شازو یا همان رهبر می گفت کافی بود ، چون او اعتقاد داشت که از فرم به محتوا خواهی رسید و همه به صورت فرم هم که شده از قانونهای دلتا اطاعت میکردند . جالب اینجاست که عده ای از همین اقلیت بعد از انجام فرمالیستی فرمها واقعاً چرخاندند و در تمامیت ایدئولوژی شازو خودسپاری کردند .

   خـودسپـاری به معنای واقعـی صورت می گـرفت . این نقطه ای بود که به آن " لـم یـرتـابـو " یا بـدون بازگشت مـی گفتنـد . هـر زنبـوری که به ایـن مـرحله می رسید اتوماتیک وار از شازو اطاعت میکرد یک اطاعت تام و بی اختیار .

   پس وقتی از خودسپاری صحبت می کنیم به معنای واقعی سوختن پروانه ای به دور شمع می باشد . در واقع کسانی که حاضر به خودسپاری بودند تنها کسانی بودند که به خاطر خوشنودی شازو از هیچ چیز دریغ نمی کردند .

    آنها به راحتی زنبورهای نافرمان را شکنجه می دادند و در شکنجه هایشان نیز از هیچ چیز دریغ نمی کردند . انواع و اقسام شکنجه های روحی و جسمی در گوشه ای یا بهتر است بگوئیم در جای جای کندو جریان داشت .

   به محض مشاهده لغزشی از یک زنبور ، آن زنبور را شبانه به کنجی دیگر می بـردند و این کار را به دور از چشـم همـگان به صـورت کاملاً پنهانـی انـجام می دادند . فقط زنبورهای دور و بر او می فهمیدند که شب گذشته یکی از آمار قسمت کم شده ، اما هیچکس جرأت نمی کرد از مسئول خود سراغ او را بگیرد . در این میان این سوال همیشه باقی می ماند که آن زنبور شبانه چه بر سرش آمد و به کجا رفت و چون اینگونه سوال بمثابه مرز سرخ بود پس جرم محسوب می شد .

  حال در این بین زنبورهائی پیدا می شدند که نه از مسئول خود بلکه از همردیف خود در این خصوص سوال می کردند . این گـونه روابـط را " محفل " می خواندند و زدن محفل بیشتر بین دو زنبور صورت می گرفت .

    از اینرو چون امکان داشت که هر زنبور با دیگری محفل بزند اجتماع کمتر از سه زنبور منع شده بود – زنبور سوم تضمین دو زنبور دیگر می شد – چرا ؟ چون محفل را خطرناک می پنداشتند و باز چرا ؟ چون در اینگونه مناسبات دو نفره ، امکان داشت حرفی از رهبری زده شود . ( منظور خطائی از خطاهای شازوست . )

 

ادامه دارد ....

  

قسمت نهم 

 

قسمت هفتم 

                                                                                                  

 

194 بار بازديد از تاريخ 05/02/88