English

 
Zarrebin - Remember

- شب زده  ( خاطرات يكي از اعضاي سابق ارتش آزاديبخش )

فصل اول  آ مثل آشنايي : آغازي بي سرانجام
فصل دوم  ب مثل باد آورده
فصل سوم  پ مثل پرستوي مهاجر
فصل چهارم  ت مثل تنها تا انتهاي جاده بي بازگشت ...
فصل پنجم  ث مثل ثبات يا دگرگوني ؟
فصل ششم  ج مثل جامانده از تقدیر
فصل هفتم  چ مثل چاه عمیق تر می شود
فصل هشتم  ح مثل حدود مرزهای قفس من
فصل نهم  خ مثل خسته از خاک غریب
فصل دهم  ر مثل رهايي از قفس
فصل يازدهم  ز مثل زندان ابوغريب - 1
فصل دوازدهم  ز مثل زندان ابوغريب - 2
فصل سيزدهم نقطه _ سرخط (1)
فصل چهاردهم نقطه _ سرخط (2)

- از بند تا بند  ( خاطرات يك اسیر پیوسته به ارتش آزاديبخش )

فصل اوّل ، .. ورود

فصل دوم

فصل سوم

فصل چهارم

فصل پنجم

- سراب کاریابی  ( خاطرات يك عنصر جذب شده در ترکیه  )

فصل اوّل عاشقی    

فصل دوم  اولین تجربه    

فصل سوم  قرارگاه اشرف     

- بن بست ( خاطرات يك عنصر کاریابی جذب شده در ترکیه  )

 بن بست اول

 بن بست دوم

 بن بست سوم

 رهائی از بن بست

- اسیر سرنوشت  ( خاطرات يك عنصر بازگشته  )

فصل اوّل     

فصل دوم     

فصل سوم     

فصل چهارم     

      فصل پنجم     

      فصل ششم     

- پنجه در باد  ( خاطرات يك عنصر کاریابی  )

فصل اوّل     

فصل دوم     

فصل سوم      

فصل چهارم      

فصل پنجم      

فصل ششم      

فصل هفتم      

فصل هشتم      

فصل نهم      

 

 

4649 بار بازديد از تاريخ 09/01/84